– تولد شانس بزرگ و گل های مورد انتظار
– چرا کیفیت شانس و دفعات تکرار شانس مهم است
– آیا یک شانس بزرگ بهتر از چند شانس کوچک است؟

شکی نیست که تحلیل های پیشرفته درک ما از ورزش را بهبود می بخشند. فرقی نمیکند که یک تیم داده ها را برای بهبود عملکرد خودش تجزیه و تحلیل کند یا اینکه شرط بندان برای سود کردن به تجزیه و تحلیل داده ها بپردازند، به هر حال مهم است که داده ها به روش صحیح جمع آوری شده و به درستی تجزیه و تحلیل شوند. در این مقاله میاموزید که چطور با جزئیات بیشتری به داده های فوتبالی نگاه کنید.

درک گل های مورد انتظار

گل های مورد انتظار مشهودترین جلوه‌ی تجزیه و تحلیل ها است، و از یک مفهوم انتزاعی گرفته شده که سعی دارد کیفیت شانس را تعیین کند، یعنی تمام آنچه که جریان مسابقه فوتبال برای رسیدن به آن جریان دارد.

همانند هر معیار پیشرفته‌ی دیگری، گل های مورد انتظار هم فقط یک ابزار است که به شرط بند کمک میکند تا احتمال روی دادن مجدد رویدادهای گذشته را توصیف کرده و عملکرد احتمالی تیم در آینده را پیش بینی کند.

درک این نکته مهم است که این معیار خروجی یک مدل است و به همین دلیل است که گل های مورد انتظار به دست آمده از یک منبع دقیقا مشابه گل های مورد انتظار مدلی که از نظر پارامتر یا مقیاس زمانی با مدل اول حتی کمی تفاوت دارد، نیست.

⦁ بخوانید: تجزیه و تحلیل مدل های مختلف گل های مورد انتظار

تمام مدل های گل های مورد انتظار سه پارامتر را با هم ترکیب میکنند که این سه پارامتر بیشترین تاثیر را روی احتمال تبدیل یک شانس به گل دارند.

توزیع احتمال از درجه احتمال خیلی بالا برای یک در ۳۰ یا بیشتر برای پات شوت هایی در طیف بسیار گسترده در قلب تکامل گل های مورد انتظار قرار دارد.

بین تلاش برای گل و همچنین نوع تلاش انجام شده فاصله ای وجود دارد (ساده ترین توضیح آن عبارت است از فاصله‌ی افقی از مرکز گل و فاصله عمودی از خط گل، که معمولا به آن مختصات x و y تلاش گفته میشود) ، فرقی نمیکند که شوت با پا باشد یا سر.

امید است که تمام مدلها در مورد احتمال گل شدن توافق نظر داشته باشند و آنقدر انعطاف پذیر باشند که بتوانند آینده‌ی یک تیم را به تصویر کشیده و به شرط بندان کمک کنند که بتوانند عملکرد آتی تیم را پیش بینی کنند.

تولد شانس بزرگ و گل های مورد انتظار

شاید شانسی که بیشتر از همه در فوتبال موشکافی شده شانس بزرگ باشد، یعنی وقتی که احتمال گل شدن خیلی بیشتر از گل نشدن است.

آنهایی که حافظه‌ی خوبی داشته باشند میدانند که مفهوم شانس بزرگ در مراحل آخر فینال جام FA در سال  1982-1983 بین منچستریونایتد و برایتون وارد اصطلاحات فوتبال انگلیس شد.

“… و اسمیت باید گل بزند” به شانس آخر اسمیت گوردون در برابر شانس گری بیلی در منچستر یونایتد اشاره دارد. بیلی توپ را گرفت و برایتون بازی را با نتیجه ۴-۰ باخت زیرا شانس دیگری برای بازی نداشت.

قطعیتی که در صدای مفسران وجود دارد باعث شد یک پاورقی دراماتیک و تاریخی در مورد شانس برایتون و گوردون اسمیت نوشته شود، اما وقتی با جزئیات گلهای مورد انتظار به این قضیه نگاه کردند متوجه شدند که اگرچه این فرصت خیلی خوب بود اما معمولا چنین موقعیتی فقط ۶۰% از مواقع تبدیل به گل میشود.

به همین ترتیب، در ضربات تماشایی از راه دور غالباً با قطعیت میتوان خوب بودن مکان پرتاب توپ را تضمین میکنند، مخصوصا اگر لازم باشد که دروازه بان توپی که از این فاصله شوت شده را بگیرد یا narrowly misses the target.

اما، حذف مکرر تلاشهایی که از یک فاصله ی یکسان انجام شده و منجر به گل نمیشود یا شوتهایی که قبل از رسیدن به دروازه جلوی آنها گرفته میشود باعث بالا رفتن انتظار موفقیت از چنین تلاش های سوداگرانه‌ای در ذهن بیننده میشود.

چرا کیفیت شانس و دفعات تکرار شانس مهم است

توزیع احتمال از درجه ی احتمال خیلی بالا برای یک در ۳۰ یا بیشتر برای پات شوتهایی در طیف بسیار گسترده در قلب تکامل گلهای مورد انتظار قرار دارد. هر چه بیشتر وارد بازی شویم و با ریسک ها و پاداشهای تلاشهای سوداگرانه و تلاش برای رسیدن به فرصتهای بهتر آشنا شویم، میتوانیم اهداف تاکتیکی را بیشتر پیش ببریم.

این مساله در ارزیابی تیم ها توسط شرط بندان هم اهمیت دارد.

گلهای مورد انتظار با مشخص کردن این مساله که تمام شوت ها به شکل یکسانی ایجاد نمیشوند به پیشرفت این تکامل کمک کرده و باعث معرفی این ایده شد که تیمی که تعداد گل های مورد انتظار آن بیشتر از تیم رقیب است، احتمالا بیشتر از تیم رقیب گل میزند.

اینکه کیفیت شانس تبدیل یک گل مورد انتظار برای اینکه واقعا به گل تبدیل شود بالا است یا پایین باعث شد این مفهوم به یک سطح بالاتر برود.

تمام مدل های گل های مورد انتظار سه پارامتر را با هم ترکیب میکنند که این سه پارامتر بیشترین تاثیر را روی احتمال تبدیل یک شانس به گل دارند.

من برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ در پست وبلاگ این ایده را مطرح کردم که توزیع های مختلف شانس های گل های مورد انتظار ممکن است بازده های متفاوتی برای تیم ها داشته باشد، حتی اگر مجموع گل های مورد انتظار تجمعی مشابه باشند.

فوتبال مسابقه ای است که تعداد امتیازها در آن کم است و تیمی که سعی کند تعداد تلاشهای کمتر اما با کیفیت تری برای گل زدن داشته باشد احتمال گلزنی خود را افزایش میدهد. حداقل میتوان گفت که در مقایسه با تیمی که ترجیح میدهد کل گلهای مورد انتظارش را بین تعداد زیادی شانس کم کیفیت توزیع کند اینگونه است. در حالت دوم تیم وقتی که تعداد زیادی گل میزند سعی میکند حداقل یکبار در موقعیتهای نادر گلزنی کند.

طی فصل اخیر لیگ برتر، تیمی که یکبار در یک مسابقه گل زد، به طور میانگین از بازیهای داخل خانه و خارج خانه ۱٫۱۳ امتیاز گرفت. امتیازی که برای باقی ماندن در تیم های برتر انگلیسی کافی است. تا کنون روی شهود کار کرده ایم، اما برای گسترش سودمندی گلهای مورد انتظار و بررسی تاثیراتی که پیشتر گفتیم بهتر است یک روش شناسی مشخص داشته باشیم. آی یک شانس بزرگ بهتر از چندین شانس کوچک است؟

آیا یک شانس بزرگ بهتر از چندین شانس کوچک است؟

شبیه سازی ها، چه در اکسل و چه در R، برنامه های قدرتمندی هستند که معمولا از مفاهیم خشک و انتزاعی مثل گلهای مورد انتظار استفاده میکنند تا یک سری عبارت “چه میشد اگر …” برای رویدادهایی که در فینال جام FA افتاده تولید کنند و احتمال موقعیتهای نهایی ممکن را بر اساس گلهای مورد انتظار و گلهای واقعی برای تمام ۲۰ تیمی که در آخرین رقابتهای لیگ برتر هستند ارائه دهند.

آیا R یکی از ابزارهای تحلیل شرط بندی در آینده است؟

من با تکرار شبیه سازی انجام شده در وبلاگ ۲۱۰۴ خودم هر دو را ترکیب خواهم کرد.

فرض خواهیم کرد گل های مورد انتظار هر طرف ۱٫۲ است. تیمی که آن را “اسمیت یونایتد” مینامیم دو شانس ایجاد خواهد کرد که بر اساس سوابق تاریخی شانس گل شدن هر کدام ۶۰% خواهد بود، و رقیب آنها یعنی “پات شات FC” 20 بار تلاش خواهد کرد که شانس گل شدن هر کدام% است. کل گلهای مورد انتظار ایجاد شده برای هر تیم   xG است.

گاهی اوقات، اسمیت یونایتد بد میاورد – در ۱۰۰۰۰ شبیه سازی انجام شده از این بازی خاص، چندین شکست با نتیجه ی ۷-۱ دیده شد. اما استراتژی ایجاد شانس کمتر اما با کیفیت تر بهتر از استراتژی شانس بیشتر اما با کیفیت پایینتر است.

اسمیت یونایتد در ۳۷۵ بازی برنده شد، ۳۱۵ تساوی داشت و از ۱۰۰۰ بازی فقط در ۳۱۰ بازی شکست خورد.

این نتیجه نشان میدهد که چگونه مجموع گل های مورد انتظار خام واریانسی که ممکن است در نتایج دیده شود را بر اساس توزیع های مختلف شانس های بزرگ و کوچک مخفی میکند.

برخی تیم ها با تجزیه و تحلیل های ریاضی به این نتیجه رسیده اند که از استعداد خود برای ایجاد فرصت هایی با کیفیت بالاتر برای مهاجمان خود استفاده کنند و در عین حال از تلاش برای گلزنی با فاصله پرهیز کنند.

همانند هر معیار پیشرفته‌ی دیگری، گلهای مورد انتظار هم فقط یک ابزار است که به شرط بند کمک میکند تا احتمال روی دادن مجدد رویدادهای گذشته را توصیف کرده و عملکرد احتمالی تیم در آینده را پیش بینی کند.

اگر کمی عمیقتر به کیفیت شانس یک تیم نگاه کنیم، مخصوصا حالا که وبسایت های زیادی شروع به لیست کردن شانس های بزرگ یک تیم کرده اند، میتوانیم تفاوت ظریفی به اعداد xG اضافه کنیم.

آرسنال، هر دو باشگاه منچستر و لیورپول در حال حاضر در صدر جدول ایجاد بیشترین تعداد شانس بزرگ هستند، اما تیمهایی که کمتر شناخته شده اند هم، مثل تیم استوک که پرتابهای بلند دلاپ نقش مهمی در ایجاد شانس برای آنها دارد، شانسهای بزرگی دارند.

می توان ادعا کرد که برخی از تیم ها وقتی فراوانی شانس های کم کیفیت را ترجیح میدهند در بازی موفق میشوند – مثلا ویگان در روبرتو مارتینز یک نمونه از این تیم ها است. اما چیزی که با یقین میتوان گفت این است که تیمهایی که دائما تعداد زیادی از شانسهای بزرگ را از دست میدهند برای رقابت در هر لیگ فوتبالی با چالش روبرو خواهند شد.

اگر بخواهیم xG را عمیقتر ببینیم، هنوز هم چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد.

_____________________

منبع مقاله : پیناکل

ترجمه اختصاصی از فوتبالی

_____________________

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *